تبلیغات
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین - چرا امام حسین(ع) علیه معاویه قیام مسلحانه نکرد؟
دانلود مداحی،پخش آنلاین مداحی،متن مداحی،احادیث امامان و پیامبر،متن مداحی،پخش آنلاین مداحی و ......
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

استفاده از مطالب این وبلاگ با دو ذکر صلوات برای سلامتی امام زمان و السلام وعلیک یا ابا عبدالله مجاز است

آدرس بلاگ های من:mhsalek.mihanblog.com وبلاگ شماره 1
yazahra-yamahdi.mihanblog.com وبلاگ شماره 2
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
مشاهده و دریافت کد
روزشمار محرم عاشورا
روزشمار فاطمیه http://varoone.mania-dv.ir/zekr/zekr.gif
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
مطالب اخیر وبگاه

چرا امام حسین(ع) علیه معاویه قیام مسلحانه نکرد؟

فرهنگ > دین و اندیشه - یکی از موضوعاتی که شایسته تحقیق و پژوهش است، مواضع سیاسی امام حسین(ع) در ده سال آخر حکومت معاویه و پاسخ به این پرسش هاست که آیا امام حسین در صدد قیام بر ضد معاویه بودند؟ و اگر درصدد قیام نبودند، دلایل آن چه بود؟
ضرورت طرح این بحث از آن‏جا ناشی می‏شود که با توجه به عظمت خیره‏کننده حادثه عاشورا، معمولاً ـ به غلط ـ آغاز قیام آن حضرت از سال 61 هجری و شروع خلافت یزید تصور می‏شود و آن دهه مورد غفلت قرار می‏گیرد، در حالی که سابقه مبارزه امام حسین علیه‏السلام با حکومت معاویه، به سال‏ها پیش برمی‏گردد.
در پاسخ پرسش‏های مزبور، در این‏جا به اجمال یاداوری می‏گردد که در آن دوره، به سبب یک سلسله عوامل و موانع، امام حسین علیه‏السلام قیام و حرکت مسلحانه و نظامی علیه حاکمیت دین‏ستیز معاویه را نه مقدور می‏دانستند و نه سودمند برای جامعه اسلامی و همانند برادر بزرگوارشان امام مجتبی علیه‏السلام از اقدام نظامی علیه معاویه امتناع می‏ورزیدند. اما باید توجه داشت که اتخاذ چنین سیاست و روشی از سوی آن حضرت، به این معنا نبود که از تلاش‏ها و فعالیت‏های غیر مسلّحانه برای شناساندن و برملاساختن چهره واقعی معاویه و شیوه حکومت او طفره روند و هیچ اقدامی در این زمینه از ایشان سر نزند. بنابراین، آنچه در این مقاله به آن پرداخته می‏شود، پاسخ‏گویی به پرسش اساسی ذیل است:
چرا امام حسین علیه‏السلام در دوران امامت ده ساله خویش، در عصر معاویه، علیه او اقدام به حرکت و قیام مسلحانه نکردند؟
در پاسخ باید گفت که هر نوع حرکت مسلّحانه و نظامی از جانب امام علیه‏السلام به دلیل برخی مصالح و موانع، نه مفید بود و نه مقدور. در این میان، سه دلیل ذیل، مهم‏تر به نظر می‏رسند:




چرا امام حسین(ع) علیه معاویه قیام مسلحانه نکرد؟

فرهنگ > دین و اندیشه - یکی از موضوعاتی که شایسته تحقیق و پژوهش است، مواضع سیاسی امام حسین(ع) در ده سال آخر حکومت معاویه و پاسخ به این پرسش هاست که آیا امام حسین در صدد قیام بر ضد معاویه بودند؟ و اگر درصدد قیام نبودند، دلایل آن چه بود؟

ضرورت طرح این بحث از آن‏جا ناشی می‏شود که با توجه به عظمت خیره‏کننده حادثه عاشورا، معمولاً ـ به غلط ـ آغاز قیام آن حضرت از سال 61 هجری و شروع خلافت یزید تصور می‏شود و آن دهه مورد غفلت قرار می‏گیرد، در حالی که سابقه مبارزه امام حسین علیه‏السلام با حکومت معاویه، به سال‏ها پیش برمی‏گردد.
در پاسخ پرسش‏های مزبور، در این‏جا به اجمال یاداوری می‏گردد که در آن دوره، به سبب یک سلسله عوامل و موانع، امام حسین علیه‏السلام قیام و حرکت مسلحانه و نظامی علیه حاکمیت دین‏ستیز معاویه را نه مقدور می‏دانستند و نه سودمند برای جامعه اسلامی و همانند برادر بزرگوارشان امام مجتبی علیه‏السلام از اقدام نظامی علیه معاویه امتناع می‏ورزیدند. اما باید توجه داشت که اتخاذ چنین سیاست و روشی از سوی آن حضرت، به این معنا نبود که از تلاش‏ها و فعالیت‏های غیر مسلّحانه برای شناساندن و برملاساختن چهره واقعی معاویه و شیوه حکومت او طفره روند و هیچ اقدامی در این زمینه از ایشان سر نزند. بنابراین، آنچه در این مقاله به آن پرداخته می‏شود، پاسخ‏گویی به پرسش اساسی ذیل است:
چرا امام حسین علیه‏السلام در دوران امامت ده ساله خویش، در عصر معاویه، علیه او اقدام به حرکت و قیام مسلحانه نکردند؟
در پاسخ باید گفت که هر نوع حرکت مسلّحانه و نظامی از جانب امام علیه‏السلام به دلیل برخی مصالح و موانع، نه مفید بود و نه مقدور. در این میان، سه دلیل ذیل، مهم‏تر به نظر می‏رسند:
1. منش و روش حکومتی معاویه؛
2. پیمان صلح امام حسن علیه‏السلام با معاویه؛
3ـ حاکمیت روحیه سازش و عافیت‏طلبی در جامعه اسلامی (به ویژه عراق)؛
در اینجا به تبیین و تشریح «منش و روش حکومتی معاویه» می‏پردازیم.
اگر امام حسین علیه‏السلام نهضت خویش را در عصر حاکمیت معاویه براه می‏انداختند آن شور و حماسه و آن بازتاب دینی، اجتماعی و سیاسی که در عصر یزید داشت، در زمان معاویه خبری از آن نبود. یکی از علل این امر را باید در معمّای سیمای معاویه و روش خاص وی در حل مشکلات و رفع موانع حکومتش جست‏وجو کرد.
معاویه دارای شخصیت عجیب و پیچیده‏ای بود. او در حیله‏گری و دسیسه‏چینی سرامد روزگار خویش بود. در بسیاری از موارد، خدعه‏گری معاویه خود را در لباس حلم و بردباری نشان می‏داد. این صبر و بردباری چنان در ظاهر، به صورت مثبت جلوه کرده بود که بیش‏تر مورخان را به اشتباه انداخته و آن رابه عنوان یکی از صفات مثبت روحی معاویه ذکر کرده‏اند.(1)

تخدیر افکار عمومی با نام دین

معاویه برای تثبیت واستقرار سلطنتش، نیازمند یک باور و اعتقاد دینی بود که در پرتو آن، هم بتواند مخالفان خود را با هر انگیزه‏ای که داشتند، با شدت و خشونت هرچه تمام‏تر سرکوب کند و هم چهره‏ای مقبول و محبوب داشته باشد. اگر این باور و اعتقاد که «خلیفه یا سلطان هر کاری بخواهد می‏تواند انجام دهد» در جامعه کاملاً جا می‏افتاد، مشکل و معمّای چهره دوگانه و نیرنگ‏باز معاویه حل می‏شد، و چنین وانمود می‏گردید که خلیفه، میزان همه چیز است و مردم باید از وی کاملاً اطاعت کنند، و اساسا داوری و ارزیابی درباره عملکرد خلیفه و سلطان کار مردم نیست. از این‏رو، احادیثی فراوانی در تأیید و تقویت این پندار از زبان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ساخته و به آن حضرت نسبت داده شد؛ مانند:
«از هر فرمان‏روایی اطاعت کن و پشت سر هر امیر و زمامداری نماز بگزار و به هیچ‏یک از اصحابم ناسزا نگو.»(2)
«هر که از فرمانروا فرمان‏بری کند، از من فرمانبرداری کرده و هر کس از فرمانروا سرپیچی نماید، از من سرپیچی نموده است.»(3)

جعل حدیث در مدح معاویه

علاوه بر احادیثی که در مورد لزوم پیروی از اُمَرا نقل و جعل می‏شد، لازم بود در مورد شخص معاویه نیز به صورت صریح، احادیثی جعل شود؛ زیرا معاویه می‏بایست مشروعیت سلطنت خویش را بر گفتار پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز استوار سازد. این عمل با جعل اخبار و احادیثی در مدح و ستایش معاویه در منطقه شام صورت گرفت. قابل توجه است که منطقه شام به دلیل فاصله زیادی که با مدینه و مکّه داشت و صحابه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، یا در شام حضور نداشتند و یا اگر هم بودند در خدمت معاویه قرار داشتند و یا خاموش و منزوی زندگی می‏کردند، از این‏رو، جعل حدیث و ترویج آن در آن‏جا به سهولت انجام می‏گرفت.
چند نمونه از این احادیث،(4) که توسط کارگزاران معاویه در ستایش وی جعل شده، چنین است:
ـ معاویه می‏گوید: «پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به من گفت: زمانی که پادشاه شدی عفو کن و آسان بگیر.»(5)
ـ علی علیه‏السلام پس از مراجعت از صفّین به یاران خود گفت: نسبت به حاکمیت معاویه ناخشنود نباشید.»(6)
ـ «اگر معاویه را ببینید، می‏گویید: او مهدی است»!(7)
دستگاه تبلیغاتی معاویه دراین باره تا آن‏جا پیش رفت که معاویه را واجب‏الاطاعه معرفی کرد و حتی حدیثی به این مضمون جعل شد که مردم باید به فرمان خداوند، معاویه را دوست بدارند: «جاءَ جبرئیلُ بورقة آسٍ علیها: لااله الاّ اللّه، حبُّ معاویةَ فرضٌ علی عبادی»؛(8) جبرئیل آمد با ورقه‏ای که بر روی آن نوشته شده بود: خدایی جز خدای یگانه نیست، دوستی معاویه بر بندگان من واجب است.

مخدوش کردن سیمای اهل‏بیت علیهم‏السلام

گستره تحریف و جعل حدیث قلمرو دیگری نیز داشت و آن تأویل آیات قرآن یا احادیث پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله متناسب با مصالح و منافع معاویه و کارگزاران او بود.
معاویه با استفاده از ابزار جعل، تحریف و تأویل حدیث، هر روز که از عمر خلافت خویش را سپری می‏کرد، زمینه مناسب‏تری برای حدف پیشوایان و حافظان واقعی دین و جامعه اسلامی و جایگزین‏سازی حاکمان دنیاطلب و دین‏ستیز همسان خود فراهم می‏ساخت.
سیاست دروغ‏سازی و دروغ‏پراکنی دستگاه تبلیغاتی معاویه در سراسر حوزه اسلامی، به ویژه منطقه شام، چنان مؤثر افتاد که حتی بر دین‏مداران نیز حقیقت مشتبه گردید، تا آن‏جا که آنان این دروغ‏پردازی‏ها را درست و حق تلّقی کرده، آن‏ها را روایت نمودند. این در حالی بود که اگر به کذب آن‏ها پی می‏بردند، هرگز روایت نمی‏کردند و به آن معتقد نمی‏شدند.(9)

ترویج اندیشه «جبر گرایی»

پشتوانه فکری دیگری که در مشروعیت بخشیدن به حاکمیت معاویه و سایر خلفای بنی‏امیّه نقش بسزایی ایفا کرد، اندیشه «جبرگرایی» بود.
قاضی عبدالجبار معتزلی به نقل از استادش، ابوعلی جبایی، می‏نویسد: «اولین کس (از حاکمان بنی‏امیّه) که به تفکر جبر قایل شد و آن را آشکار کرد، معاویه بود. او همه کارهای خویش را به قضاوت الهی مستند می‏کرد و به این وسیله، در برابر مخالفان عذرتراشی می‏نمود و آنان را به این فکر می‏انداخت که درست‏کردار است و خدا او را پیشوا و ولیّ امر قرار داده. پس از وی، این اندیشه در میان زمام‏داران اموی رواج یافت.»(10)
معاویه پس از صلح با امام حسن علیه‏السلام، ضمن خطبه‏ای که در جمع کوفیان در نخیله خواند، با استدلال به تفکر جبریگری، تسلّط خود را بر مسلمانان با خواست خدا معرفی کرد و چنین گفت: «من فقط به این دلیل با شما جنگ کردم که بر شما حکم‏رانی کنم و زمام امر شما را به دست گیرم و اینک خدا مرا به این خواسته نایل کرده است، هر چند شما خوش ندارید.»(11)
معاویه و دیگر خلفای بنی‏امیّه با حمایت از این اندیشه، در جامعه اسلامی این‏گونه تبلیغ می‏کردند که خداوند آنان را برای خلافت برگزیده و حاکمیت آنان، عطّیه‏ای الهی است و به اراده خداوند، حکم می‏رانند و به خواست و مشّیت او، در امور دخل و تصرف می‏کنند. بدین‏سان، او خلافت خود را در هاله‏ای از قداست قرار داد و خویشتن را به بسیاری از صفات مذهبی متصّف کرد؛ به گونه‏ای که معاویه در نظر هواداران بنی‏امیّه «خلیفه در زمین» و «امین و مأمون» بود و یزید «پیشوای مسلمانان» نام داشت.(12)
امویان و در رأس آنان، معاویه برای تثبیت چنین اندیشه‏ای از مقوله «شعر» (ابزاری که در آن روزگار بر افکار عمومی بسیار تأثیرگذار و منشأ اثر بود) بهره جستند و با به خدمت گرفتن شاعرانی دنیاطلب و دین‏فروخته و هواخواه خویش، اندیشه جبرگرایی را در جامعه اسلامی رواج دادند.

احیای مجدّد تعصبات قبیله‏ای و نژادی

احیا و ترویج فرهنگ جاهلی و تعصّبات قبیله‏ای از دیگر روش‏های معاویه در تضعیف و خلع سلاح مخالفان حکومتش بود. او و کارگزارانش با سخنان و رفتارشان، تعصّب قبایل عربی را برمی‏انگیختند. معاویه از یک سو، دوستی آن قبایل را از طریق دوستی رؤسای آنان جلب می‏کرد و از سوی دیگر، هر وقت قدرت و نفوذ آنان حکومت وی را تهدید می‏کرد، آنان را به جان هم می‏انداخت. معاویه بدین منظور، از روش‏های خاصی بهره می‏جست: وی با به خدمت گرفتن بعضی از شاعران، آنان را تشویق می‏نمود تا درباره موضوعاتی مانند تفاخر، خودستایی، هجو و امثال این‏ها، که در عصر جاهلیت مرسوم بودند، شعر بسرایند تا از این راه، ابتدا خود شعرا و سپس قبایل آن‏ها به جان هم بیفتند. وی می‏کوشید با تحریک کینه‏های دوران جاهلیت میان دو قبیله اوس و خزرج، بین آن‏ها تفرقه و آنان را به جان هم بیندازد.. او همچنین مغنّیان و آوازه‏خوان‏ها را وامی‏داشت تا اشعار دوران جاهلیت را، که قبایل پیش از اسلام یکدیگر را به وسیله آن هجو کرده بودند، بخوانند.
معاویه با اجرای چنین سیاستی، از یک‏سو، آتش کینه‏ها و دشمنی‏های قدیمی بین قبایل را شعله‏ور ساخت، توجه آنان را از مبارزه با دشمن حقیقی‏شان (امویان) منحرف نمود و به کینه‏های کوچک و بی‏اهمیت میان خود آنها معطوف ساخت و از سوی دیگر، تمام تلاش‏های رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، امام علی علیه‏السلام و دو فرزند بزرگوارش را در الغای هرگونه برتری‏جویی نژادی و رقابت‏های قبیله‏ای (فرهنگ جاهلی)، نادیده انگاشت و به محو و نابودی آن‏ها همّت گماشت.

فشار اقتصادی، شکنجه و آزار مخالفان

از حربه‏های مهم دیگری که معاویه برای تثبیت و استقرار حاکمیت خویش از آن بهره جست، قتل و شکنجه و آزار، فشار اقتصادی و سیاسی و تحمیل فقر و گرسنگی بر معترضان و مخالفان حاکمیتش، به ویژه شیعیان و دوست‏داران خاندان علی علیه‏السلام بود. او با گماشتن کارگزاران سفّاک و خون‏ریزی همچون سمرة بن جندب، زیاد بن ابیه و بُسر بن ارطاة بر بعضی از مناطق حسّاس حوزه اسلامی، چنان وحشت و اختناقی بر مسلمانان حاکم کرده بود که حتی ذکر نام آن‏ها لرزه بر اندام مردم می‏افکند.
معاویه با بهره‏گیری از صلح با امام حسن علیه‏السلام و پیش از آن واقعه حکمیت در جنگ صفّین، چنان بر اقتدار خویش افزود که در جهان اسلام به عنوان شخصیتی بی‏همتا و شکست‏ناپذیر مطرح شد و مورد پذیرش افکار عمومی قرار گرفت تا جایی که بعضی از شعرا در اشعارشان، حکومت وی را یک موهبت الهی و مورد تأیید خداوند می‏خواندند.(13)
این فشار و اختناق پس از شهادت امام حسن علیه‏السلام توسط معاویه ـ یعنی در ده سال امامت امام حسین علیه‏السلام ـ شدت و افزایش چشم‏گیری یافت.

تظاهر به دینداری

معاویه با اتخاذ چنین روش‏ها و سیاست‏هایی، ضمن آن‏که هر گروه را با شیوه مخصوص به خود همسو و موافق حکومتش می‏کرد و اگر کسی با این روش‏ها دست از اعتراض و جنبش برنمی‏داشت او را از میان برمی‏داشت، سعی می‏کرد تمام کارهایش را توجیه دینی و شرعی کرده، آن‏ها را طبق اسلام و قرآن وانمود می‏کند. معاویه با تظاهر به دین‏داری، پرده‏دری و اعمال خلاف آیین اسلام را آشکار و در منظر مردم مرتکب نمی‏شد و در ظاهر طوری وانمود می‏کرد که مردم تصور کنند که او احکام دین و دستورهای پیامبر اسلام را به خوبی اجرا می‏کند.
حال با این تبیین و تحلیل اجمالی از شخصیت و شیوه حکومت‏داری معاویه و تظاهر وی به دین‏محوری، اگر امام حسین علیه‏السلام در عصر معاویه دست به جنبش و مبارزه مسلحانه می‏زد، به طور قطع نهضت وی نمی‏توانست آن شور و حماسه و بازتابی که در عصر یزید داشت، در روزگار معاویه داشته باشد؛ چرا که معاویه با ابزارهای یاد شده، اثرات قیام آن بزرگوار را خنثا می‏کرد و نهضت آن حضرت را شورش علیه خلیفه بر حق (!) جلوه داده، افکار عمومی را علیه این حرکت بسیج می‏کرد و در نهایت، وقتی ارزش حرکت امام از دید عموم جامعه اسلامی افتاد، با روش دیگری، که باید از آن به «ترور بی سر و صدا» یاد کرد، امام حسین علیه‏السلام را مانند برادر بزرگوارش، امام مجتبی علیه‏السلام ، مسموم کرد و به شهادت می‏رساند؛ چنان‏که سعد بن ابی وقاص(14) را، که مدعی حکومت بود و عبدالرحمن بن خالد بن ولید(15) را به سبب علاقه مردم شام به وی، با همین روش از میان برداشت.
بنابراین، نهضت و انقلاب اباعبداللّه‏ در عصر معاویه، نه تنها نمی‏توانست هیچ بهره یا لااقل اثر مثبت قابل توجهی را عاید جامعه اسلامی کند، بلکه با سرکوبی آن و شهادت آن بزرگوار، این اندیشه قوّت می‏گرفت که دیگر کسی قادر به مقاومت در برابر اعمال ضد انسانی و دینی وی نیست و او مجاز است هر بلایی را که بخواهد، بر سر مسلمانان و جامعه اسلامی بیاورد.

پی نوشت:

1ـ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی،قم، منشورات الشریف الرضی، 1373، ج 2، ص 238 / جلال‏الدین سیوطی،تاریخ الخلفاء، تحقیق محمد محیی‏الدین عبدالحمید، قم، منشورات الشریف الرضی، 1370، ص 194 ـ 195 و 203 / ابن عبدربّه الاندلسی، العقد الفرید، چاپ دوّم، لجنة التألیف، 1962 م، ج 4، ص363
2ـ باقر شریف قرشی، نظام حکومتی و اداری در اسلام، ترجمه عباسعلی سلطانی، مشهد، بنیاد پژوهش‏های اسلامی، 1369، ص 284
3ـ همان / محمدمهدی شمس الدین، نظام حکومت و مدیریت در اسلام، ترجمه سید مرتضی آیة‏الله‏زاده شیرازی، تهران، دانشگاه تهران، 1375، ص 165
4ـ مرحوم علاّمه امینی در کتاب گران‏سنگ الغدیر، ج 11 ص 74ـ102 احادیث موضوعه فراوانی را که در فضل و منقبت معاویه روایت شده، نقل کرده و در همه این احادیث مستدلاً خدشه نموده است.
5ـ ابوالقاسم علی بن الحسن بن هبة اللّه‏ الشافعی معروف به «ابن عساکر»، تاریخ دمشق الکبیر، تحقیق ابوعبداللّه‏ علی عاشور الجنوبی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1421 ق، ج62، ص42
6ـ همان / شمس‏الدین ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج3، ص144
7ـ محمد بن مکرّم معروف به «ابن‏منظور»، مختصر تاریخ دمشق،تحقیق مأمون‏الصاغرجی،دارالفکر،1419ق، ج 25، ص 53
8ـ ذهبی، همان، ج 3، ص 130ـ131.
9ـ همان، ص 45ـ46.
10ـ القاضی ابوالحسن عبدالجبار، المغنی، تحقیق توفیق الطویل و سعید زاید، [بی‏جا]، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، [بی‏تا]، ج8، ص4.
11ـ شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص14.
12ـ حسین عطوان، الفرق الاسلامیة فی بلاد الشام فی العصر الاموی، [بی‏جا]، دارالجیل، 1986 م، ص 207.
13ـ چنان‏که «اخطل» شعری در این باره‏سروده‏است که‏ترجمه‏چند بیت آن چنین است:
بنی‏امیّه مردم خوش‏بختی هستند که خداوند آنان را برتر قرار داده است، ولی تلاش‏های دیگران را بی‏ثمر ساخته و جز رنج و سختی نصیب آنان نکرده است. خدا به هنگام جنگ دعایشان را اجابت نمود و در جنگ صفّین که چشم‏ها (از شدت ترس) به پایین دوخته شده بود از خدا کمک می‏خواستند و خدا آنان را یاری نمود. (شعرالاخطل، ص 442ـ 445 / ثورة الحسین، ص 121)
14ـ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ دوم، قم، منشورات الشریف الرضی، 1374 ش، ص 60
15ـ محمدبن جریر طبری، همان، ج4، ص 171
گزیده ای از مقاله مواضع امام حسین (ع) در برابر حکومت معاویه، محسن رنجبر، مجله معرفت، شماره 52
/30462



منبع:http://khabaronline.ir


نویسنده محمد علی اکبری در 08:10 ب.ظ | نظرات()
سه شنبه 28 شهریور 1396 12:36 ب.ظ
Great post. I used to be checking constantly this blog and
I am impressed! Extremely useful information particularly the remaining section :) I maintain such information much.
I was looking for this particular info for a very long time.
Thanks and good luck.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها
نظرسنجی
بیشتر دوست دارید از کدام موضوعات مطلب براتون بگذارم